مرگ مغزی چالش بین واقعیت و مفهوم جدید مرگ که به نظر می رسد مترادف با معنای واقعی آن نبوده و ممکن است نیاز به بازتعریف داشته باشد
مقاله "مرگ مغزی: چالش بین واقعیت و مفهوم جدید مرگ که به نظر می رسد مترادف با معنای واقعی آن نبوده و ممکن است نیاز به بازتعریف داشته باشد" در مجله "سلامت، معنویت و اخلاق پزشکی" منتشر شد

عنوان فارسی مطالعه:
مرگ مغزی: چالش بین واقعیت و مفهوم جدید مرگ که به نظر می رسد مترادف با معنای واقعی آن نبوده و ممکن است نیاز به بازتعریف داشته باشد
عنوان انگلیسی مطالعه:
چکیده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه:
مرگ مغزی یک اصطلاح جدید است که متخصصان پزشکی، ادیان، حقوقدانان و حتی افراد عادی در جامعه را مجبور کرده است تا معمای مبهم مرگ را به چالش بکشند. هدف این مقاله، توسعه یک دیدگاه متفاوت و طراحی یک استراتژی جدید برای مدیریت بیماران مرگ مغزی بر اساس اصول عدالت، خودمختاری، نفعرسانی و عدم آسیبرسانی در اخلاق پزشکی است.
روش شناسی:
این تحقیق، یک مطالعه مروری است که با جمعآوری اطلاعات از طریق منابع مختلف، از جمله کتابها، مقالات از کتابخانهها و منابع الکترونیکی توسط موتورهای جستجو Google Scholar، PubMed، Direct Science، Ovid، SID و Iranmedex انجام شده است.
یافته ها:
مرگ یک مفهوم کلی است و مرگ مغزی بخشی از این مفهوم کلی است و معادل مرگ قطعی نیست. قوانین اخلاقی و قانونی فرد زنده را میتوان به کل چرخه زندگی مرگ مغزی تعمیم داد. مفهوم مرگ مغزی یک موضوع جدید است و نیاز به بازنگری و بهروزرسانی دارد و ممکن است نیاز به بازتعریف داشته باشد.
نتیجه گیری:
مرگ مغزی معادل مرگ فیزیولوژیکی و قطعی نیست و فردی با برچسب مرگ مغزی در بهترین حالت میتواند یک بیمار با یک وضعیت غیرقابل برگشت در نظر گرفته شود. از نظر اخلاق پزشکی، بیهودگی تخصیص منابع بیشتر به بیماران مرگ مغزی، پایان دادن به زندگی آنها، استفاده از اندامهای آنها برای پیوند و نجات جان انسان دیگری و موارد مشابه، یک معضل اخلاقی است. این مسائل نیاز به تحقیقات بیشتر دارند و در صورت لزوم، روند تصمیمگیری باید با توجه به شرایط فعلی تغییر کند.
ارسال نظر